تبلیغات
پلاک - مقاومت هوشمند یا عقب نشینی خانه به خانه
 
پلاک


آن چه دورنمای مواضع جناب قالیباف در قبال سیاست خارجه نشان می دهد، همان سیاست دولت های سازندگی و اصلاحات است که با پوشش مقاومت هوشمند بازطراحی شده است، که ابعاد آشکار تر آن در ادامه مواضع انتاخاباتی شان بروز و ظهور خواهد داشت. بنابرین آن چه اسکلت اصلی این مدل را بنا نموده نه با مبانی شفاف انقلاب مناسبتی دارد و نه در تجربیات دیپلماتیک ما نتایج موثری در تامین منافع ملی داشته است.
سرویس سیاسی پایگاه 598 - مهدی افراز / دکتر محمدباقر قالیباف در یکی از مصاحبه های اخیر خود نظرات خود را پیرامون سیاست خارجه دولت احتمالی خود در دو سطح استراتژیکی و تاکتیکی بیان نمود. ایشان مدل پیشنهادی خود را در قالب مقاومت هوشمند ارائه کرده و با رویکردی سلبی نسبت به عملکرد دولت های گذشته سعی در تبیین مدل خود داشته است. براین اساس در ادامه با استناد به مطالب طرح شده از سوی ایشان سعی در شناخت این مدل با بررسی تطبیقی آن با تجربیات گذشته انقلاب و نظرات مقام معظم رهبری خواهیم داشت.

آن چه از کلام محمد باقر قالیباف در معرفی مدل مقاومت هوشمند برمی آید حائز ویژگی های زیر است:

1- اتخاذ موضع غیرفعال در مواجهه با نظام سلطه،که از طریق محکوم نمودن دیپلماسی فعال و طلبکارانه دولت نهم و تشبیه آن به تخاصم و شعارزدگی بیان شده است.

- دستگاه سیاست خارجی ایران در برخی مقاطع میل به سوی تقویت آرمانگرایی بدون توجه به ملاحظات و محدویت های ژئوپلتیکی داشته است و به دام شعارگرایی و اصالت دادن به تخاصم شده است.

- اینکه یک وقتی می آییم و یک شعارهای تندی می دهیم، یعنی فقط روحیه تقابلی و در اوج شعارزدگی دنبال می کنیم؛ نمونه های آن را ما در سفرهای اولی که به نیویورک اتفاق افتاد، می بینیم. نتیجه آن چه شد؟

- مثلا قضیه هولوکاست ما را به کجا رساند؟ ما هیچ گاه با یهود مخالف نبودیم، یک دین است.

- سخنان جنجالی ولی کم فایده و رفتارهای شعاری و نمایشی به ما ضربه زد و موضع برحق ما را تضعیف کرد.

این نمونه گفتارها حاکی از عدم شناخت صحیح موازنه قوا و نظام ناعادلانه بین المللی است، در مواجهه با این نظام 2 راهکار بیشتر پیشرو نیست یا بایست مورد توبیخ، بازخواست و توهین قرار گرفت و یا از مجرای مدعی و طلب وارد شد، حالت سومی هم متصور نیست. چه هوشمندانه باشد و چه نباشد، جالب این جاست که ایشان از تضییع حقوق برحق ملت حرف به میان آورده اند اما هیچ شاهد مثالی برای آن ذکر نکرده اند.

اساساً تجربه انقلاب نشان داده است هرگاه از ادبیات طلبکارانه بهره برده ایم و طرف مقابل را مورد هجوم قرار داده ایم، شاهد عقب نشینی هر روزه غرب و تامین منافع ملی بوده ایم. چنان که رهبری بیان فرموده اند:

« یکی از ویژگی های دولت،روحیه‌ى تهاجم در مقابله‌ى با زورگویان بین‌المللی است. یك وقت هست كه زورگویان بین‌المللى مى‌آیند و میگویند كه آقا شما فلان كار را كرده‌اید و ما رفع و رجوع مى‌كنیم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى یك وقت هست كه تهاجمش،تهاجم زورگویانه است؛ بهترین دفاع در چنین مواقعى هجوم است. زورگویان بین‌المللى، نقاط ضعف زیادى دارند: جنایت میكنند، فساد میكنند، به حقوق بشر تجاوز میكنند، به حقوق ملتها تعدى میكنند، انسانها را لگدمال میكنند وهمه‌ى كارهاى زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار همه‌اند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بیان بشود. این روحیه، روحیه‌ى خوبى است؛ روحیه‌ى انقلاب این است؛ این است كه حقیقت را روشن و درخشان میكند.(رهبری/87)»

امام خامنه ای حتی نوع نگاهشان به طرح مسئله هلوکاست، را در اسفند 87 بیان نموده اند:

«عدم تحمل رسانه‌های غربی و صهیونیستی و دولتهای حامی صهیونیزم در برابرِ حتی طرح سؤال و تحقیق درباره هولوكاست كه بهانه‌ی غصب فلسطین بود، یكی از نشانه‌های تزلزل و ابهام این رژیم است. اكنون وضع رژیم صهیونیستی از همیشه‌ی تاریخ سیاه خود در افكار عمومی جهان بدتر و پرسش از دلیل پیدایش آن جدّیتر است»

2-  امكان كوتاه آمدن از روند هسته ای شدن و پذیرفتن تعلیق.

-  پذیرش و یا عدم پذیرش تعلیق غنی سازی چیزی نیست که بتوانیم امروز در مورد آن تصمیم بگیریم.

- اینکه ما آیا تعلیق را می پذیریم یا نه و اساس در چه سطحی آن را می پذیریم؛ موضوعی است که در موقعیت زمانی و مکانی خاص و رفتار طرف مقابل، جواب آن را تعیین می کند و موضوعی از پیش تعیین شده نیست.

این مواضع در حالی بیان می شود که در گذشته ای نه چندان دور شاهد نتایج مایوس کننده عقب نشینی در پذیرش تعلیق غنی سازی بوده ایم. این مطالب در شرایطی بیان می گردد که در اثر پایداری جمهوری اسلامی بر حقوق حقه ی، اساساً بحث تعلیق از محور مذاکرات خارج شده است.

تطبیق این واقعیت در بیانات رهبری در دیدار با دانشجویان استان یزد در سال 86 کاملا محسوس است:

« امروز هر كس به ما میگوید آقا تعلیق موقت بكنید، ما میگوئیم تعلیق موقت را كه یك بار كردیم؛ دو سال! دو سال تعلیق موقت كردیم. فایده‌اش چه شد؟ اول گفتند موقت تعلیق كنید، گفتندتعلیق داوطلبانه بكنید؛ ما هم به خیال موقت و به خیال داوطلبانه،تعلیق كردیم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعلیق آمد، یك قرشمال بازى‌اى در سطح دنیا درست كردند - در سطح مطبوعات و رسانه‌ها و محافل سیاسى - واى، داد، داد، ایران میخواهدتعلیق را بشكند! تعلیق شد یك امر مقدس كه ایران اصلاً حق ندارد نزدیكش برود! ما این را تجربه كرده‌ایم؛ دیگر، تجربه‌ى جدیدى نیست. »

همچنین ایشان در دیدار کارگزاران نظام در سال 85 ، از تعلیق غنی سازی به عنوان روشی غیر قابل تکرار  تعبیر می نمایند:

« اگر تعلیق را تجربه نمی كردیم شاید امروز خود را سرزنش می كردیم كه چرا آن روش را امتحان نكرده ایم اما اكنون با دلی محكم و تسلط كامل به پیش می رویم و دیگر هیچكس نمی تواند دلیل قابل قبولی درباره اشتباه بودن راه هسته ای كشور ارائه كند چرا كه ما آن راه دیگر را تجربه كرده ایم.»

3-  مذاکره با امریکا

-  مذاکره با امریكا یک ابزار است.ما با آمریکا جایی که لازم باشد حتما مذاکره می کنیم.مذاکره با آمریکا هیچ گاه برای ما خط قرمز نبوده است. سال 86 در مرکز مطالعات خاورمیانه این نکته را مطرح کردم که به جای تعریف رابطه مان با آمریکا در قالب تقابل صرف یا تعامل صرف باید به سوی رقابت با این کشور برای تامین منافعمان حرکت کنیم.

-  ما از آن مذاکره( در موضوع عراق) ضرر کردیم و یا منفعت بردیم؟ نتیجه آن مذاکره شده یک دولت اسلامی؛ این مذاکره می شود همان رقابت هوشمندانه در عین حفظ مواضع.مذاکره ای متوازن و برابر که طرفین به اهداف خود می رسند.

دکتر قالیباف مبتنی به چه ادله ای نتایج مذاکره با امریکا در مسئله عراق را تشکیل دولت اسلامی می داند، معنی این صحبت یعنی روی کارآمدن دولت و مجلسی در عراق که مشخصه اصلی آن مخالفت با حضور غربی ها در عراق و تمایل شدید به ارتباط با ایران است، با زدو بند سیاسی و بدون پشتوانه مردمی صورت گرفته و امریکا در جمع بندی حضورش در عراق سیاست موفقی داشته! این خلاف آن واقعیتی است که رخ داده، غرب تا همین چند ماه گذشته به دنبال ایجاد کودتا در عراق و ایجاد شکاف بین لایه های دولت آن بود.

از قضا رهبری انقلاب در دیدار سال گذشته با مردم آذربایجان این مذاکرات را بی نتیجه و از آن به عنوان تجربه ای منفی یاد نمودند:

«در این ده پانزده سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد كه آمریكائى‌ها سر یك موضوع مشخصى به مسئولین ما پیغام دادند، اصرار كردند كه یك امر خیلى لازمِ فورىِ فوتىِ واجبى است، بیاید بنشینیم یك صحبتى بكنیم. خب، مأمورین دولتى - معمولاً یك نفر، دو نفر - رفتند یك جائى نشستند صحبت كردند؛ بمجرد اینكه حرف منطقى اینها بیان شد و آنها جوابى نداشتند، یكجانبه مذاكره‌ها قطع شد! البته استفاده‌ى تبلیغاتى‌شان را هم كردند. این، تجربه‌ى ماست. خب، «من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة».(دیدار با مردم آذربایجان 28/11/91)

و همچنین ایشان بارها سیاست های امریکا در عراق و افغانستان را شکست خورده قلمداد کرده اند.

 در مجموع آن چه دورنمای مواضع جناب قالیباف در قبال سیاست خارجه نشان می دهد، همان سیاست دولت های سازندگی و اصلاحات است که با پوشش مقاومت هوشمند بازطراحی شده است، که ابعاد آشکار تر آن در ادامه مواضع انتاخاباتی شان بروز و ظهور خواهد داشت. بنابرین آن چه اسکلت اصلی این مدل را بنا نموده نه با مبانی شفاف انقلاب مناسبتی دارد و نه در تجربیات دیپلماتیک ما نتایج موثری در تامین منافع ملی داشته است.




نوع مطلب : مبارز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : رهروان شهدا
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :